SorooshXIdeas
HomeExploreNotificationsSignalsLeaderboardBookmarks
SorooshXIdeas
·
ideas-archive

Leaderboard

See all

Creators to follow

See all

Trending tags

#signal#long#سیگنال#short#ethan#buy#سیاسی#btc#کریپتو#sorooshx

Top trading coins

See all
BTC

BTC

$63,548

+0.06%

ETH

ETH

$1,884

-0.51%

USDC

USDC

$1

-0.01%

RON

RON

$83.72

+0.55%

SOL

SOL

$75.86

+0.18%

APR

APR

$0.47997

+10.68%

BTW

BTW

$0.265206

+15.38%

DOS

DOS

$0.2787

-15.98%

USDGO

USDGO

$1

+0.00%

HYPE

HYPE

$57.95

+2.83%

#حکایت

khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·22h
#حکایت یه کشاورز لاشه یه خوک رو داخل چاه انداخت، حدود چند ساعت بعد، ۷۰-۸۰ موش صحرایی برای خوردنش به داخل چاه پریدن. اولش همه چیز خوب بود، اما موش‌ها بعد از خوردنش متوجه شدن دیواره‌های چاه انقد بلند و شیب داره که نمیتونن ازش خارج بشن! چند روز بعد، وقتی دیگه غذایی نمونده بود، بر… Show more
10
129
khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·7/15/2026
#حکایت ‏«خری را گفتند، احوالت چون است؟ گفت: خوراکم کم و کارم زیاد است، ولیکن مطیع و شاکرم. گفتند: حقا که خری…» ✍🏻 عبید زاکانی
#حکایت

‏«خری را گفتند، احوالت چون است؟ گفت: خوراکم کم و کارم زیاد است، ولیکن مطیع و شاکرم. گفتند: ح — by @khabarkhan on SorooshX Ideas
10
130
khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·12/19/2025
#حکایت فقیری به مرد ثروتمندی گفت: اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می کنی؟ ثروتمند گفت: تو را کفن میکنم و به گور می سپارم فقیر گفت: امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان، و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار ....! حکایت فوق حکایت بسیاری از ماست؛ که تا زنده ایم قدر یکدیگ… Show more
3
10
292
khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·11/10/2025
#حکایت خری را پرسیدند: احوالت چون است؟ گفت: خوراکم کم و بارم زیاد است، اما مطيع و شاکرم. گفتند: حقا که خری... ✍️ عبید زاکانی پ.ن: برداشت آزاد
3
11
312
khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·10/30/2025
#حکایت #برداشتـآزاد ✅ گاو نری در یکی از کوچه های شهر رها بود. قوی و مست غرور و نادانی. در بین گاوهای هم طویله اش البته که گاوهای قوی و مست فراوانی بودند، ولی ماجرا جویی و جسارت او آنچنان زیاد بود که شب توانست حصار بهار بند طویله را با شاخ از جای خویش بدر کند و بیرون بیاید. بوی… Show more
1
10
313
khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·7/30/2025
#حکایت حتما بخونین *چرا باران نمی‌بارد ...* روزی بهرام گور با گروهی از یاران عازم شکار گور شد . در تعقیب گوری از یاران جدا شد آفتاب غروب کرد و در بیابان راه را گم کرد ، از آنجا که به حس ششم اسب ایمان داشت زمام اسب را رها کرد تا به قدرت حس، او را به آبادی رساند . اسب و سوار بع… Show more
6
972
khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·6/28/2025
#حکایت #برگیـازـتاریخ #اندکیـتفکر به پیروس اسپیروسی گفتند که مژده اعلیحضرت، بالاخره بر روم پیروز شدیم! گفت چه خوب! حالا چقدر تلفات دادیم؟ گفتند نیمی از سپاه کشته شده گفت عالی، یک بار دیگر پیروز شویم کاملا نابود خواهیم شد!
1
700
khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·6/27/2025
#حکایت در زمان استالین مردی در میدان سرخ کتاب پخش میکرد، وقتی ک گ ب او را دستگیر کرد دید که همه کتابها سفید و بدون نوشته هستند. مامور از او پرسید: برای چه کتاب بدون نوشته پخش میکنی؟ مرد پاسخ داد: دیگر چیزی برای نوشتن باقی نمانده، همه چیز مثل روز روشن است.
3
464
khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·6/6/2025
#حکایت پ.ن: برداشت آزاد طولانیه ولی ارزش خوندن داره 🔗 نقل است روزی شیخی به درد چشم مبتلا همی‌شد. در حلقه مریدان هرکدام درمانی حکیمانه تجویز کردندی. یکی گفتی: فلان دعا را بنویس در آب کن و بر چشم گذار که سخت معجزه کند. عاقلی اندر میان جمع گفت: این دعایی نیک است، ولی ای شیخ ان… Show more
3
572
khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·6/6/2025
#حکایت ✍️عبید زاکانی 💠 درِ خانه کسی را بدزدیدند. او برفت و در مسجدی کند و به خانه برد. گفتند چرا در مسجد را کنده ای؟ گفت: در خانه من را دزدیده اند و خداوند این دزد را میشناسد، در را به من سپارد و در خانه خود بازستاند...
5
1.0K
khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·5/18/2025
#حکایت پ.ن: ۱- یه مقدار طولانیه ولی با دقت بخونین ۲- برداشت آزاد ✍️شیخ بهایی 🖌ابن هرمه به نزد منصور (خلیفه عباسی) آمد، منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد و پرسید؛ چیزی از من بخواه! گفت: به کارگزارت در مدینه بنویس که هر گاه مرا مست گرفتند،حد نزنند! منصور گفت: "ابطال حدود" را ر… Show more
6
564
khabarkhan
khabarkhan@khabarkhan·5/16/2025
#حکایت سقف خونه ملا نصرالدین چکه میکرد و قابلمه گذاشته بود که فرشش خیس نشه بهش گفتن چرا سقف رو تعمیر نمیکنی پس؟ گفت الان که بارون میاد ، خیس میشم بعد که بارون تمو‌م شد بهش گفتن الان برو تعمیر کن سقف رو گفت الان که چکه نمیکنه پ.ن: دوبار بخونین چون درباره ملا نصرالدین و خونه اش ح… Show more
5
624
·