#حکایت
یه کشاورز لاشه یه خوک رو داخل چاه انداخت، حدود چند ساعت بعد، ۷۰-۸۰ موش صحرایی برای خوردنش به داخل چاه پریدن.
اولش همه چیز خوب بود، اما موشها بعد از خوردنش متوجه شدن دیوارههای چاه انقد بلند و شیب داره که نمیتونن ازش خارج بشن!
چند روز بعد، وقتی دیگه غذایی نمونده بود، برای بقا و زنده موندن، موشها به جون هم افتادن و شروع کردن به کشتن و خوردن همدیگه.
بعد از مدتی فقط یه موش وحشی باقی مونده بود! کشاورز یه طناب انداخت داخل چاه و اون موش رو کشید بیرون، اما از سر دلسوزی بود؟ نه!
اون میدونست که این موش دیگه مثل هم نوعاش نیست و سراغ دانه و غله نمیره، و میفته به جون موشای دیگه تا شکارشون کنه.
این دقیقا همون دام تفرقه، یا تفرقه بنداز و حکومت کنه.
این داستان رو درک کنین، وگرنه ممکنه شمام داخل همون چاه بیفتید!
10
125