#حکایت
پ.ن:
۱- یه مقدار طولانیه ولی با دقت بخونین
۲- برداشت آزاد
✍️شیخ بهایی
🖌ابن هرمه به نزد منصور (خلیفه عباسی) آمد، منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد و پرسید؛ چیزی از من بخواه!
گفت: به کارگزارت در مدینه بنویس که هر گاه مرا مست گرفتند،حد نزنند!
منصور گفت: "ابطال حدود" را راهی نیست،چیز دیگری بخواه و اصرار کرد.
اما ابن هرمه بیشتر اصرار کرد!
سرانجام منصور گفت به کارگزار مدینه بنویسند: هرگاه ابن هرمه را مست نزد تو آورند وی را هشتاد تازیانه بزنید و آورندهاش را صد تازیانه!
از آن پس ابن هرمه مست در کوچهها میرفت و کسی متعرضش نمیشد.
6
564