#باهم_یادبگیریم
وقتی تحلیل تکنیکال رو روی قیمت انجام میدی، نوع مقیاسبندی چارت میتونه روی پیشبینی سطوح احتمالی حمایت و مقاومت تأثیر بذاره و باعث بهوجود اومدن ناهماهنگی و اختلاف بین سطوحی بشه که بهعنوان نقاط واکنش احتمالی قیمت در نظر گرفته میشن.
این موضوع روی همهی ابزارهای پوششیای اثر میذاره که ساختارشون هندسی هست، مثل خط روند، کانالها و الگوهای قیمتی.
در نتیجه، اگه مقیاسبندی چارت عوض بشه، زاویهی همهی خطهای روند هم متناسب با اون تغییر میکنه و این یعنی سطوح متفاوتی از حمایت و مقاومت بالقوه نشون داده میشن.
مقیاسبندی روی ابزارهایی که بهصورت عددی ساخته شدن مثل میانگینهای متحرک و پاکتهای قیمتی (Price Envelopes) هیچ تأثیری نداره.
همچنین روی اندیکاتورهای پوششیای که سطوح افقی حمایت و مقاومت رو نشون میدن هم اثری نداره،
مثل:
سطوح حمایت و مقاومت قبلی
اکستنشنها، اصلاحها (Retracements)، پروجکشنها و اکسپنشنهای فیبوناچی
اصلاحهای قیمتی گن یکهشتم و یکسوم
پروجکشنهای قیمتی مربع ۹ گن (Gann Square of Nine)
نکتهای که باید بهش توجه کرد اینه که اگه از مقیاس ریشه دوم استفاده بشه، شکستهشدن خط روند صعودی دیرتر از مقیاس نسبتی ولی زودتر از مقیاس خطی اتفاق میافته.
این موضوع کمی نگرانکنندهست، چون بیشتر معاملهگرها به شکست خط روند صعودی بر اساس مقیاس خطی یا نسبتی واکنش نشون میدن.
به همین دلیل، معاملهگری که از چارت با مقیاس ریشه دوم استفاده میکنه، ممکنه ورودها و خروجهاش رو یا خیلی زود
یا خیلی دیر نسبت به سطوح مهم و کلیدی واکنش قیمت در بازار انجام بده.
در مورد رسم خطهای روند صعودی و نزولی با استفاده از مقیاس خطی و نسبتی، لازمه معاملهگر به این نکات دقت کنه:
در چارتهای با مقیاس نسبتی یا لگاریتمی:
خطهای روند صعودی زودتر شکسته میشن و خطهای روند نزولی دیرتر شکسته میشن.
در چارتهای با مقیاس خطی یا حسابی:
خطهای روند صعودی دیرتر شکسته میشن و خطهای روند نزولی زودتر شکسته میشن.
برای دیدن مثالها،
به شکلهای ۳.۱۹ و ۳.۲۰ مراجعه کن.


4
194