#تحلیل
✍️الیاس فرخ
به نظرم هدف تحریم جدید آمریکا علیه صنعت هوانوردی ایران فقط اضافه کردن چند اسم به لیست SDN نیست.
اگر این فشار ادامه پیدا کنه، مقصد نهایی میتونه خیلی جدیتر باشه:
کوچک کردن ارتباط هوایی ایران با خارج از کشور.
ماجرا فقط اجازه فرود نیست.
یک ایرلاین ایرانی وقتی میره فرودگاه خارجی، به سوخت، هندلینگ، قطعه، تعمیرات، بیمه، بانک و دهها شرکت خدماتی نیاز داره.
وقتی اون ایرلاین تحریم باشه، هر کدوم از این شرکتها باید یه سوال ساده از خودشون بپرسن:
همکاری با ایران واقعا ارزش ریسک تحریم آمریکا رو داره؟
اینجاست که فشار واقعی شروع میشه.
ممکنه هیچ کشوری رسما نگه هواپیمای ایرانی حق فرود نداره، ولی شرکت سوخترسانی سوخت نده، هندلینگ خدمات نده، بانک تسویه نکنه یا بیمهگر کنار بکشه.
با این شرایط پرواز دیگه نمیصرفه یا اصلا ممکن نیست.
مرحله بعدی هم میتونه کوچکتر شدن شبکه پروازهای خارجی ایرلاینهای ایرانی باشه.
بعدش بعضی کشورها حتی ممکنه ورود هواپیماهای تحریمشده ایرانی رو مستقیم محدود کنن.
اما بخش مهمتر ماجرا جهت عکسشه.
اگر فشار آمریکا به شرکتهای خدماتی، بانکی، بیمهای و فرودگاهی داخل ایران هم برسه، ایرلاین خارجی هم باید حساب کنه که بازار ایران چقدر براش میارزه.
اگر جواب این باشه که ارزش ریسک نداره، اول تعداد پروازها کم میشه و بعد بعضی ایرلاینها کلا از ایران خارج میشن.
یعنی سناریوی نهایی فقط تحریم هواپیمایی ایران نیست.
میتونه انزوای تدریجی شبکه هوایی ایران باشه.
نه اینکه فردا همه پروازها قطع بشن.
حلقه به حلقه خدماتی که برای پرواز لازمه محدود میشه تا پرواز به ایران یا از ایران هر روز پرهزینهتر و پرریسکتر بشه.
به نظرم سه جا رو باید دقیق زیر نظر گرفت:
ترکیه
امارات
قطر
اگر شرکتهای فرودگاهی، خدماتی و مالی این سه کشور شروع کنن به فاصله گرفتن از ایرلاینهای ایرانی، اون موقع میشه گفت این تحریم از فشار مالی عبور کرده و وارد مرحله انزوای واقعی هوایی ایران شده.
4
57