#حواستهست
امروز، انگار بالاخره رسیدیم به اولین روزی که میشه گفت ارز، حداقل روی کاغذ و توی عمل، داره تکنرخی میشه. ارز نیمایی و بازار آزاد اینقدر به هم نزدیک شدن که دیگه نمیشه نادیدهش گرفت. خبر خوبیه؟ بله. خیلی هم.
ولی راستش رو بخوای، ته دلم میدونم این تازه اول ماجراست.
تجربهی این سالها بهم یاد داده هر جا قراره یک رانت جمع بشه، یه عده پیدا میشن که نذارن کار راحت جلو بره. مخالفهای ارز تکنرخی ساکت نمیمونن؛ اونایی که سالها از همین شکاف قیمتی نون خوردن، قطعاً سنگ میندازن. این بخش ماجرا اصلاً غافلگیرکننده نیست.
اما اگر بخوام منصف باشم، نزدیک شدن ارز نیمایی به بازار آزاد، برای بورس—بهخصوص شرکتهای صادراتمحور—واقعاً خبر خوبیه. یعنی چی؟ یعنی شفافیت بیشتر، یعنی سودی که دیگه با عددسازی و دستورالعمل له نمیشه، یعنی نفس کشیدنِ شرکتهایی که مدتهاست زیر بار تصمیمهای غلط خم شدن.
راستش رو بخوای، اگر ایران، ایرانِ «شرایط معمولی» بود، من همین امروز میرفتم کارگزاری و بدون تردید فملی و فولاد میخریدم. اصلاً مکث نمیکردم.
اما مشکل دقیقاً همینه: شرایط، معمولی نیست.
ریسکها زیاده، اعتماد زخمیه، و تصمیم درست هم وقتی دیر گرفته میشه، دیگه اون اثر اولیه رو نداره.
و اینجاست که آدم دلش میگیره.
نه از اینکه تصمیم اشتباه گرفته شده نه.
از اینکه چقدر دیر تصمیم درست گرفته شد

1
6
150