#باهم_یادبگیریم
مقیاس نسبتی معمولاً حرکت قیمت رو در قیمتهای بالاتر فشرده میکنه و در قیمتهای پایینتر بازتر و کشیدهتر نشون میده، در حالی که مقیاس خطی، قیمت رو در کل بازهی قیمتی بهصورت یکنواخت نمایش میده.
در نتیجه، وقتی اختلاف قیمت خیلی بزرگ باشه، مقیاس خطی دیگه نمیتونه حرکت قیمت در سطوح پایینتر رو واضح نشون بده، چون بازهی قیمتی مدام بزرگتر میشه و همهی این تغییرات باید توی یک چارت جا داده بشه.
اما در عوض، مقیاس خطی حرکت قیمت در سطوح بالاتر رو واضحتر از مقیاس نسبتی نشون میده؛
چون مقیاس نسبتی معمولاً قیمتهای بالایی رو فشرده میکنه و همین باعث میشه دیدن الگوهای قیمتی و رفتار نوسان (Volatility) سختتر بشه.
در مقابل، مقیاس لگاریتمی حرکت قیمت در سطوح پایینتر رو با وضوح بیشتری نشون میده.
خلاصهی قضیه اینه:
مقیاس خطی
نمایش و وضوح بهتری از قیمتها در سطوح بالاتر میده، ولی در قیمتهای پایینتر شفافیت کمتری داره.
مقیاس نسبتی (لگاریتمی)
نمایش و وضوح بهتری از قیمتها در سطوح پایینتر میده، ولی در قیمتهای بالاتر شفافیتش کمتره.
بهعنوان یک راهنمای کلی:
وقتی بازهی قیمتی که بررسی میکنی نسبتاً کوچیکه، از چارت خطی استفاده کن.
برای سهامهایی که بازهی قیمتیشون بیشتر از ۱۰۰ دلار شده، معمولاً استفاده از چارت نسبتی منطقیتره.
همچنین برای دیدن رفتار بازار در بازههای زمانی خیلی بلندمدت، بهتره از چارتهای نسبتی استفاده بشه.
این موضوع بیشتر دربارهی بازار سهام صدق میکنه.
اما برای چارتهای مربوط به قراردادهای آتی (Futures) یا بازار ارز خارجی (Forex)، و بهطور کلی هر ابزاری که با مارجین خیلی کم معامله میشه
(یعنی اهرم خیلی بالا داره)، چارتهای خطی مناسبتر هستن؛
چون چارتهای نسبتی توی قیمتهای بالا قیمت رو بیشازحد فشرده نشون میدن.
4
172